بایگانیِ می, 2006

وبلاگ نویسی به هر قیمتی !

می 27, 2006

بطور اتفاقی از توی کنترل پنل وردپرس لینک دو تا وبلاگ رو پیدا کردم که یکشون یکی از نوشته های من را با عنوان همه چیز در مورد وردپرس 2 به عنوان نوشته های خودش جا زده .

(اون بابا چه عشقی میکنه واسه خودش . ما نوشتیم اون پزش رو میده ) فقط یک سوتی داده بود که باعث شده بود ردش رو پیدا کنم. لینک وبلاگم داخل مطالب بود و مطلب رو به احتمال زیاد از سیاره وردپرس کش رفته بود چون نیمه کاره بود و مونده بود تو خماریش.. دو تا حس بهم دست داد اولش یک خورده خوشحال شدم یعنی این نوشته انقدر مهم با ارزش شده و خاطر خواه پیدا کرده و ما بی خبریم و حس دومی که بهم دست اینه که آیا لازمه به تحت هر شرایطی وبلاگ بنویسیم ! تا کی میخواهیم از رو دست هم دیگه کپی کنیم.
وبلاگ دومی که پیدا کردم آخرین نوشته وبلاگ رضا ( رگ خواب ) رو تماماً کپی پیست کرده و گذاشته تو صفحه اول
و در آخر کلی التماس و خواهش کرده برای نظر نوشتن. این آدمایی که من دیدم مطمئناً به هیچ چیز رحم نمی کنند و تا چند روز دیگه میرند کامنتهاش رو هم کپی میکنند که بگند بابا ما هم هستیم.
(ادامه…)

مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد !

می 25, 2006

من آخر سر نفهمیدم خوش شانسم یا بد شانس
دو سه شب پیش یکهو یک بابایی پیدا شد و گیر سه پیچ داد این گوشی موبایلت رو بفروش به ما .
من هم که بعد از عید بد جوری هوس خرید یک وسیله کرده بودم که باحال باشه ، فرصت رو مغتنم شمردم گفتم تا تنور داغه بچسبونم و این گوشی رو رد کنم بره و یک چیزی میزارم رو پولش میرم یک جدیدترش رو میخرم. بد جوری چشمم دنباله سونی اریکسون K750i . فعلاً تا اینجاش رو داشته باشید….

خلاصه یک قیمت من گفتم و یک قیمت اون مشتری سراسیمه . از این طرف بد جوری چشمش دنبال این گوشی ما بود از اون طرف کنس بازیش گل کرده بود و دلش نمی اومد سر کیسه رو شل کنه . خلاصه هر جوری بود معامله رو جوش دادم و گوشی رو فروختم و قرار شد تا 24 ساعت تست کنه بعد بقیه پولم رو بده و …..
گوشی موبایلم یک نوکیا 3230 نقره ایی بود. یادم نمیره دقیقاً همین تابستون گذشته 300.000 هزار تومن پول زبون بسته رو دادم تا خریدمش . اون موقع بد جوری شیفته استایلش بودم. بد جوری دلم رو ببرده بود تا بالاخره خریدمش .
خدا رحمتش کنه الان سه شبه فروختمش و واقعاً جای خالیش رو احساس می کنم. ( هر کی ندونه فکر می کنه زنم قهر کرده رفته خونه باباش و یا طلاقش دادم.( نه بابا هیچ خبری نیست ما مجردیم. ). خلاصه فرداش که اومدم بقیه پولم رو بگیرم دیدم این بابا حرفاش با شب قبلش نمی خونه شب قبل کلی ادعای مردی میکرد . کلی از خودش تعریف میکرد اما وقتی دیدمش دیدم عینه خری که مونده تو گِل داره دنبال راه فرار میگرده و بهونه های واهی میاره که این معامله را فسخ کنه . من هم که کلی شاکی بودم تا تونستم سرش غر زدم . بهش گفتم : آخه تو که جیگر این کارها رو نداری غلط کردی که معامله کردی ! ( اوه چه عصبانی یکی جلوی منو بگیره… )
البته تمام نیتش این بود که با عیب های کذبی که بیان میکنه از قیمت گوشی بندازه. من هم زدم تو حالش و گذاشتمش تو خماری گفتم تو لیاقت این گوش رو نداری و 3310 برای شما کافیه ،
خلاصه تو موقعیت یک مشتری دیگه پیدا شد دادمش به اون با همون شرایط قبلی .
تا اینکه امروز رفتم گوشی بخرم. خدای من چه رقم های می گفتند گوشی که من چند روز پیش قیمت کرده بودم 230.000 تومن امروز شده بود 300.000 تا 340.000 تومن . (ادامه…)

مغايرتهای زمان ما

می 14, 2006

1. ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر .
2. مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم .
3. متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر .
4. بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم .
5. چندين برابر ملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم .
6. زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان .
7. ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر .
8. بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم .
9. ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم .
10. فضای بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را .
(ادامه…)

Paradox of Our Times

می 14, 2006

Paradox of Our Times

1. Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time.
2. we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment.
3. We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness .
4. We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom .
5. We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often .
6. We’ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years .
7. We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints .
8. We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less .
9. We’ve been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor.
10. we write more, but learn less; plan more, but accomplish less .
(ادامه…)

آخرین شب آرامش

می 13, 2006

چقدر خوبه که ظاهر آدم نشون نمیده چی تو سر آدم می گذره ؟
هیچ موقع با زیر دستت روبوسی نکن ،فهمیدی !
اینا رو پدره به پسرش می گفت
اینا رو خوب به یاد داشته باش پسر جون !

الا ای آهوی وحشی و فرامرز اصلانی از رادیو !

می 8, 2006

یعنی باور کنم
الا ای آهوی وحشی و فرامرز اصلانی اون هم تو رادیو
امروز تو تاکسی از رادیو چیزی شنیدم که باور کردنش واقعاً سخت بود. اولش وقتی شنیدم فکر کردم حتماً این نوار و یا CD که داره پخش میشه اینو میخواند :
الا ای آهوی وحشی کجایی ………. مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان دو بی کس ……….. ددو دامت کمین از پیش و از پس

این یکی از آهنگهای فرامرز اصلانی از آلبوم اگر یه روز است. وقتی این آهنگ تموم شد یکهو شنیدم میگه به ادامه برنامه توجه کنید. صدای ما رو از رادیو ….. می شنوید. با ما همراه باشید.
خدایا یعنی این رادیو این مملکتِ که پس از دو سه دهه سانسور و قیچی کردن همه جور آهنگ و فیلم داره آهنگ فرامرز اصلانی رو پخش می کنه. واقعاً باور کردنش سخت بود. اما مثله اینکه حقیقت داشت. البته این قضیه یک چند ماهی هست که شروع شده و از خوانندگان ایرانی که به نوعی آهنگهاشون غیر مجاز بوده پس از بررسی های فراوان وقتی فهمیدن این آهنگ ها ارزش گوش کردن دارند و از محتوای شعر و موسیقی برخوردار هستند صدا و سیما اجازه پخش رو صادر کرده مثل همین فرامرز اصلانی و ویگن
اما من تا به امروز همچین چیزی نشنیده بودم. واقعاً جالب بود. پس همین روزهاست که بخش آهنگهای درخواستی هم بزارند و اون موقع زنگ میزنم و میگم میشه این آهنگ اندی : با هم میریم به تهرون رو برام بزارید . ؟!
شما آهنگ درخواستی ندارید !
خوش باشید.