Me And WordPress on the Beach
آره دقیقاً خوب یادمه که بعد از ظهر روز پنج شنبه 16/4/85 بود و خونه بودم . ساعت سه و نیم یا چهار بود که یکی از دوستان اومد در خونمون. دنبال زاپاس ماشین بود. که براش ردیف کردم . گفتم کجا ؟ انشاا… خیر باشه… گفت: میریم شمال : رشت ،
میای بریم !
ما رو میگی یک حساب دو دو تا چهار تا کردیم گفتیم بریم که از تو خونه موندن خیلی بهتره. خلاصه سه سوت ما هم راهی شدیم . شدیم سه نفر . بزن بریم از اینجا که پوسیدیم تو این شهر نیرنگ و ریا
اتوبان کرج… اتوبان قزوین…. لوشان منجیل رودبار… (شاید بعضی ها رو جابجا گفته باشم)همین طور می گازیدیم . واقعاً جاده و سرعت و موزیک با صدای بلند می چسبه. واقعاً داشت خوش می گذشت که یک هو به علت سرعت غیر مجاز جریمه هم شدیم ؟! سه نفری افتاده بودیم به التماس : حاجی سر جدت کمتر بنویس ! هر جوری بود مخ یارو رو کار گرفتیم جریمه 25000 هزار تومنی سرعت غیر مجاز شد جریمه 4000 هزار تومنی نبستن کمربند ایمنی !
هر جوری بود رسیدیم. شب شام بیرون
جاتون خالی ، هنوز مزه اون کباب ترش که تو رشت خوردم زیر زبونمه . واقعاً که خوشمزه بود . چه شبی بود
فردا بعد از ظهر لب ساحل ….
یک هو یاد یک چیزی افتادم ، گفتم بزار از طرف تمام وردپرس بازای ایرانی و به خاطر رو کم کنی این اجنبی ها هم که شده نام وردپرس رو به عنوان محبوبترین سیستم وبلاگ نویسی رو روی ساحل دریای خزر ثبت کنم. با یک تیکه چوب شروع کردم به نوشتن We Love WordPress
البته ببخشید بد خط نوشتم
وقتی نوشتمش رفتم یک گوشه وایسادم. خودم خنده ام گرفته بود از کاری که کردم. ملتی که رد می شدند با تعجب می خوندند : وی لاو وردپرس ، بنده خداها مونده بودن ! که بابا این وردپرس کیه عشقش باعث خلق همچین اثر هنری شده ؟
چه زود گذشت تا به خودمون اومدیم غروب شده بود. ما باید بر می گشتیم .
تو راه برگشت من که با زیتون رابطه خوبی نداشتم و کاسه کاسه زیتون پرورده با رب انار می خوردم. عجب خوشمزه بود … واقعاً چه سفری بود . خوش گذشت.
همیشه سفر و خاطره هاش.
امیدوارم که همیشه خوش باشید. یا علی

سپتامبر 3, 2006 در t 2:47 ق.ظ |
انصافا خیلی رومانتیک بود! منم هوس کباب ترش کردم…راستی لینکتون کردم
سپتامبر 3, 2006 در t 3:09 ب.ظ |
هومممممممم..
بی معرفت…اومدی از این ورا گذری:))
تا باشه از این خوش گذرونی ها…
حالا این خانم وردپرس چه شکلی هست:)))))))))))))))))))
ای بچه های بد…جریمه نا محسوس رو می فرستم دم خونتون …فک کردین می تونین از چشم قانون فرار کنین:))
هیییییییییییی روزگار….
بای…
سپتامبر 3, 2006 در t 11:29 ب.ظ |
سلام…
من تو سايت وردپرس ثبت نام كردم…
مي خواستم ببينم ميشه قالب رو تو اين سايت هم تغيير داد يا نه فقط تو سايت هاي شخصي مي شه قالب رو تغيير داد؟…
سپتامبر 11, 2006 در t 1:58 ق.ظ |
سید جان سلام !
سايت وب نويس يك ساله شد !
دعوت به جشن !
سپتامبر 11, 2006 در t 1:58 ق.ظ |
چه باحال شده قسمت نظراتت !@
سپتامبر 11, 2006 در t 2:01 ق.ظ |
خيلي باحال شده !
چه ميكنه اين آژاكس !
سپتامبر 11, 2006 در t 2:01 ق.ظ |
نيگاه … هي ميره بالا !
سپتامبر 11, 2006 در t 2:03 ق.ظ |
تو رو خدا دقت كن .. خيلي باحالا ميره بالا ! خيلي آهسته !
سپتامبر 11, 2006 در t 8:12 ق.ظ |
سلام
اين ورد پرس ما رو کشت. حتي نصب هم نميشه. ديتا بيسشو درست ميکنم و فايل copfig رو هم تنظيم ميکنم.
ولي وقتي آدس صفحه را ميدم ميگه که نميتونه به ديتا بيس کانکت به
هاست هم فکر نکنم اشکالي داشته باشه
به نظر شما مشکل از چيه؟
اصلا ميتونيد بي زحمت يه ورد پرس با يه قالب طراحي شده زيبا .و با امکانات براي من مرحمت بفرماييد.
با تشکر
سپتامبر 11, 2006 در t 2:32 ب.ظ |
لطفا با ايميل به من پاسخ دهيد.
سپتامبر 11, 2006 در t 11:08 ب.ظ |
همچنان تو کف شمالی؟؟؟
سپتامبر 12, 2006 در t 3:50 ب.ظ |
ما منتظر دومیش هستیم!…چرا آپ نمی کنی؟
سپتامبر 14, 2006 در t 6:41 ق.ظ |
دستتون درد نكنه.
ان شا الله روز بهتر روي ساحل جنوب هم همين جمله رو بنويسي!
سپتامبر 14, 2006 در t 4:26 ب.ظ |
خیلی ارادت داریم
سپتامبر 24, 2006 در t 9:21 ب.ظ |
بابا ایول
انشاا… که همیشه بهت خوش بگذره
سپتامبر 24, 2006 در t 9:32 ب.ظ |
caps lock روشن بوده نه !!!!
اکتبر 14, 2006 در t 1:07 ق.ظ |
بی معرفت اسم اون دو نفری رو هم که باهات بودن رو هم می گفتی ، مخصوصاً اون بچه باحاله ، راننده رو می گم !
اکتبر 14, 2006 در t 1:09 ق.ظ |
جاتون خالی اگر خدا قسمت کنه یه سفر هم میخواهیم بریم بندر عباس !
اکتبر 17, 2006 در t 3:20 ب.ظ |
ishala tashrif mibarin bandar abas ye khabari ham be ma bedin
اکتبر 19, 2006 در t 10:44 ب.ظ |
یاایوهل ناس انا ناچیت جابرو ویا فیصل
دسامبر 13, 2006 در t 12:31 ق.ظ |
baba eyval jaye ma ke lkhali boode omadi tehran ye khabar bede ma az tehran berim